دختری از شهر ناشناخته
عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هایی که غرق ابهامند..
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن خواهی برایت آن بماند
بپایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد چراغ خانه ات تابان بماند

یه سال ِ دیگه هم با همه ی خوبی ها و بدی هاش گذشت
امیدوارم سال ِ 91 سال پر از شادی و موفقیت باشه براتون
پ.ن:میشه گفت این پست اخرین پست من بود تا 91/4/10 تا کنکور
خـــــــــــــــــــــــــــدایا نذار پیش اونیکه قول قبولیمو دادم شرمنده شم ..
خیلی از یِِِِِِِِِِِِِِــــــــــــــــــــخ کردن های ما از سرما نیست
لحن بعضیا زمستونیــــــــــــــــــــــــــــــــه

پ.ن:این روزها گویی انسان ها بیشتر به دست یکدیگر پیر میشوند تا به پای یکدیگر..
پ.ن2:روزهای تنهایی سخت نیست سرده بهترینم..
ساده و کوتاه نویسی را دوست داری ،
ساده و کوتاه ..
فقط دو کلمه:
برگـــــــــــرد ،
دلـتـنــــــــگم ...
هوای امشبم با فکرت خرابه
بدون تو خورشید محال ِ بتابه
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است...
چرا فقط تو ؟
چرا از میان مردان فقط تو
هندسه ی زندگیم را تغییر می دهی؟
پابرهنه به جهان کوچکم وارد می شوی در را می بندی
و من اعتراض نمی کنم ...
چرا فقط تو را دوست دارم ؟
چرا فقط تو را می خواهم ؟
اجازه می دهم هر حرفی بزنی و من اعتراض نمی کنم ...
تمام زمانها را خط می زنی ، حرکت را متوقف می کنی
و در درون من تمام مردها را میکشی
و من اعتراض نمی کنم ...
چرا از میان تمام مردها کلید شهر طلایی را به تو میدهم؟
که دروازه اش بر هر ماجراجویی بسته مانده
90/11/3
مث تو طاقت نداره واسه تو هر در میباره
دیگه اشكای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن میریزن بی تو هر دم میبارن
تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
یه ستاره داره چشمك میزنه از آسمون
داره دلمو میبره ، میبره بی نام و نشون
اون ستاره همون چشمای توئه تو آسمون
داره پرپر میزنه دلم واسه دیدن اون
تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
از دست تو نیست دل من از گریه پره
مث تو طاقت نداره واسه تو هر در میباره
دیگه اشكای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن میریزن بی تو هر دم میبار
ســرمـ را کـه تکیـه می د ـهـم
بـه سینـه ی ِ مـردانـه اَت
همـه ی ِ کوه ـهـا کــم می آورنـ َد
اَمنــ ِ آغـوشـ ِ توستــ کـه
بهـانـه ایی می شــوَد
بـرای ِ ـهـزار بـاره پیــدا شـدن در حریمـ َت ...
گره زده ام به کلماتت
و روانــہ ے آسمان کرده ام
من مطمئنم
خدا تو را براي دلم نگــہ مےدارد...

چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
تولدم مبارک
| Design By : Mihantheme |


